پياده روی پر دردسر

ديروز عصر نگار (دختر ۱۶ ماهه ام)را با ۳ چرخه اش بردم کوچه که کمی تفريح کنه

پسر و دختر همسايه علی و غزاله هم بودند دردسرتان ندم اولا از پايين بازبان بی زبانی برای پسر طبقه بالايی پيغام ميداد که چرا بالايی و پايين نميايی تازه شامش را هم توی همون ۳ چرخه اش خورد تازه بعد از ۱ ساعت هم که بهش ميگم بريم بالا دست علی را گرفته ميدوه فکر نمی کنه مامانش الانه هست که از خستگی پس بيفته