امشب شب تولد تينا (برادرزاده ام)هست و برای افطاری و جشن تولد ۳ سالگی اش دعوت هستيم کادويی اش را از ۲ هفته پيش گرفته بودم ........به هر حال معلوم نيست که جواد امشب بياد حالا تا شب..........

مامان ديروز برای عکس نگار يه قاب گرفته بود که عکسش را توی دکور جلوی چشمش بذاره ولی من از قاب عکسش خوشم نيومد به خاطر همين با نگار رفتيم و يه قاب عکس خيلی توپ خريديم و امروز صبح که نگار را خونه مامان اينا گذاشتم توی تاريکی قاب را با يه عکس انتخابی جای قاب قبلی گذاشتم

امروزصبح ۴۰ تا از نونهای بسته بندی اداره را خريدم تا ۱۰ تا را به يکی از بچه ها ۲۰ تا برای مامانيها چون تو اين ماه نگهداری نگار ميدونم براش سخته ولی لب وا نمی کنه نمی دونم چه جوری تشکر کنم و ۱۰ تا هم خودم خلاصه من برای يه عمر مخلصشون هستم چون حتی اگه خسته هم بشه برای اينکه من ناراحت نشم هيچی نمی گه خيلی دوستتون دارم بی نهايت بی نهايت