سلام

خوبيد خوشيد

اين چند روزه خوش گذشت

مخصوصا تولد تينا که به نگار خيلی حال داد اينقدر جفتشون ورجه وورجه کرده بودند که آخر شب آويزون بودند و به جای خواب ميشه گفت غش کردند

راستی جواد هم اومد ...........روز ۵ شنبه عروسک چسبی هايی که پارسال از کيش براش اورده بودم را به همراه ستاره شب نماهايی که شيوا از مشهد براش اورده بود به اتاقش زدم فکر نمی کردم اينقدر خوشحالش کنه و اين خوشحالی اينقدر ادامه داشته باشه

نگار چند روزيه غذا نمی خوره دوباره داره دو سه تا دندون با هم در مياره

توی يکی از کتاباش عکس يه کلاغی هست که توی بارون چتر دستش هست قول دادم براش بخرم و دايم ياداوری ميکنه و خب نيست چيکار کنم در ضمن بلد شده وقتی ميگم کلاغه چی ميگه ميگه قا قا