سلام

ديروز با رابطيا رفتيم بيرون خريد تا برای تولد منيژه که امروز هست کادويی بخره يک بلوز خيلی قشنگ رابطی برای منيژه خريد منهم ديروز با يکی از بچه ها رفته بودم داروخانه تا براش عطر بخرم از اونجا هم که پول زياد همراهم نبود گفتم با کارت پارسيانم خريد ميکنم ولی  بعد از اينکه مجبورشون کردم که جعبه آک عطر را باز کنن و کمی هم زدم که مطمين بشم اصله خواستم پولش را بدم به خاطر همين خيلی با پرستيژ کارتمو درآوردم که خانمه با لبخندی مليح گفت دستگاه خرابه ميخواستم با مشت بکوبم..........ولی خب با لبخندی ملس پولش را دادم..........

نگار چند روزه که بخاطر دندان درآوردن اينقدر بی تابی و گريه ميکنه که واقعا حوصله ام را سر برده اصلا ديگه نمی دونم چيکار کنم طوری که وقتی بغلش ميکنم دندوناشو به سر شونه ام ميماله به هر حال اميدوارم زودتر اين مرحله را هم پشت سر بذاره چون خيلی عذاب ميکشه