سلام

هفته پيش چهارشنبه هم نيومدم اداره اينقدر اين ۳ روزه حال داد که نگو و نپرس

از روز چهارشنبه هم تحت تعليم بابا بودم (رانندگی)منو اول کاری برد يه سربالايی خيلی خفن و اون خيابون هم خيلی باريک و ۲ طرفه بود و گفت يه دور هم بزن تازه يه اتوبوس با راننده ای عصبانی هم پشت سرم بود که انگار سر بريده همراش بود خلاصه اينکه ................

ديروز نگار را برديم کاخ شمس توی اون سرما از اينکه روی علفهای نرم و خيس راه ميرفت کلی حال کرده بود و ما بيشتر

ولی کلی افسوس خوردم از کاخ چيزی باقی نمونده بود و در ضمن آبی هم توی اون درياچه به اون قشنگی ديده نمی شد ولی هيچکس انگار توجه به اين مو ضوع نداشت و محلی شده بود برای جمع کثيری از دخترها و پسرها نازنازی که  هيچ جايی ندارن که برن