سلام

خيلی دلم برای همه شما تنگ شده بود اول از همه به خاطر پيامهای تولدی که برام گذاشته بوديد متشکرم اميدوارم همه شما هم هميشه خوش باشيد

از ماموريت بگم که خيلی حال داد در جمع ۴ تا بيمارستان و ۱ دی کلينيک و ۱ پلی کلينيک را از ........بررسی کرديم روز اول که تا ساعت ۲:۳۰ هيچی نخورده بوديم و کلی خسته شده بوديم يا به عبارتی آويزون بوديم روز دوم هم ساعت ۲ برای ناهار به يه سالن غذا خوری توی هشتگرد که اسمش پسر خاله بود رفتيم که ما در حقيقت مهمون پسر خاله شديم راننده بر حسب تجربه گفت که کباب سلطانی (بره قفقازی) اينجا از همه بهتره خداييش هم خيلی عالی بود فقط يه مساله ای داشت اونهم اين بود که سيخ کبابش از ۱ متر بلند تر بود و درآوردن کبابها برای آذی خاله توی جمعی که همه مرد بودند يه کمی سخت بود خلاصه به خنده بهشون گفتم بابا اين يه غذای مردونه بود که ولی خيلی خوشمزه بود اگه گذرتون اونجا افتاد به پسر خاله هشتگرد هم سر بزنيد چون ..........

هنوز مراسم شروع نشده

روز ۱ شنبه فاطمه توی سرويس يه جعبه کادويی دستش بود که جفت مال خودشه و همکارا براش گرفتند و از من خواست بازش کنم خلاصه دردسرتون ندم بعد از باز کردن و اظهار نظر کردن فهميدم مال خودمه خلاصه فاطمه جان به خاطر حال گيری اون روز متشکرم  

خيلی حرف زدم فعلا بای