سلام

ديروز روز قشنگی بود ولی آذی خاله از آدمهای اداره و از تمام اين باند بازيها خسته و کسل شده بود و از عصبانيت برای اينکه دلم خالی بشه چند تا فحش ابدار نثارشون کردم (البته نه جلوی خودشون)ببينيد آذی خاله بی ادب نيست ولی بی ادبش ميکنند

نصفه شب نگار گشنه اش شده بود  و ديد مامانش خيلی خوابه دم عروسک زرافه ای ملوديکايش را کشيد که من با آهنگ اون از خواب بيدار بشم خداييش وقتی از خواب پريدم خيلی تعجب کردم فکر باحالی کرده بود هر چی باشه دختر مامانشه