جمعه صبح باران تندی ميامد

از خواب که بيدار شدم ديدم بچه وبابای بچه در خواب ناز هستند

رفتم که از توی بالکن بيرون را نگاه کنم که ديدم جوجه کبوتری توی اين هوا روی بند رخت خانه ما پناه گرفته که عکسش را با کلی ويرايش اينجوری شده