سلام23.gif

ببخشيد دير شد امروز صبح با ۲ تا از همکاران رفته بوديم شهروند آرژانتين تا برای خانم صميمی که داره بازنشست ميشه کادويی بخريم ۱-جاروشارژی ۲- بخارپز decker&black 03.gif

---------

راستی چهارشنبه رفتم برای نگار انگشتر بخرم طلا چيز قشنگی نبود بخاطر همين رفتم سراغ نقره اونهم..........بالاخره خريدم يک انگشتر پلاستيکی با

طرح يه پسر بچه شيطون04.gif

--------

چهارشنبه هم بابای نگار رفت سرکار من خيلی دردسر کشيدم چون نگار همش بونه ميگرفت17.gif

بردمش خونه بابا اينا بعدش هم بردم برای ۲ دست لباس پاييزه گرفتم و اومديم خونه15.gif

 

 

 

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
milad

خیلی خوبه که همه خاطراتتو مینویسه ...مسلما یه زمانی واقعا خوندی میشه...البته الان هم هست...خریداتونم مبارک ! D: