زندگی آتشگهی دیرینه پا برجاست

گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر  کران پیداست

چند روز این شعر ملکه ذهنم شده شاید به خاطر حالت روحی و شرایطم هست

ولی

عجیب این شعر منو یاد نسرین هم دانشگاهیم و در حقیقت یکی از سه تفنگدارها میندازه

نمی دونم چرا 

ولی هر جا هست گوشش صدا کنه و به قولی اونم یاد من باشه

/ 10 نظر / 5 بازدید
نسرین

سلام آذر جونم...امیدوارم خوب و خوش باشید...من هم همیشه به یادت هستم ...هم به یاد تو و هم اون یکی تفنگدار که هیچ خبری ازش ندارم! ضمناً اگه یه کم تکمیلش کنم که ایرادی نداره؟ هان؟ زندگی زیباست. زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست. در پناه حق باشید.

نسرین

ببخشید همون دیرینه نمی دونم این دیرنده از کجا اومد؟؟؟؟!!!!![چشمک]

مهری

تو چند روزه ملکه ذهنت شده ؟ من هر بار که وبلاگت رو باز میکنم و شعر اولش رو می بینم یادم میفته ... حال و روزت چطوره ؟ خوبی؟

آذر

ای بابا نسرین جان تو که میدونی من شعر حفظ کردنم خوب نیست ولی خوشحالم که ایرادمو گرفتی و اینجا بهم سر زدی منم از اون یکی نخاله خبر ندارم هر چند که چند بار زنگ زدم و پیغام گذاشتم ولی جوابی نگرفتم میدونی که اون خودشو زیادی مشغول میکنه فقط اینو بگم که خلاصه درسش تموم شده و مثل اینکه کار پیدا کرده و حالا اینجوری سرگرمه میبوسمت گل پسرت را هم از طرف من ببوسش

آذر

حالا مهری جان اومدیم سراغ شما بد نیستم بد جور سرم شلوغه با اینکه میدونم مرخصی....ولی میخوام پذیرشم دستم باشه تا ببینم خدا ایندفعه چی رقم زده

لیلا مقبلی

آنچه شما را به دیگران پیوند میدهد ,رابطه خونی تان نیست بلکه ارج ولذتی است که در زندگی با یکدیگر احساس میکنید" ریچارد باخ

Marjan

aay chi donbale man mighid khanoma manam delam bar hamaton tanghideh vali be ghole Nasrin ghoftani daram doore ... micharkham.vay yade oon doran bekhir bashe makhsosan kelase farayan tarif az seriyale saat khosh baba ashkamo darovordid.rasti aay Azar khanom man ghoftam shomarato bezar man bezangam ke nazashti khom khanooma peyghametoham ghereftam rastesh manam mekhastam ba yeki harf bezanaf ....

آذر

تو نمی دونم چت هست ولی من شماره را برات ایمیل کردم ای ایها الناس من از دست این دخمل حواس پرت چه کنم

نسرین

آذر خدا خیرت بده یه شعر گذاشتی ... حس نوستالژی همه مون بیدار شد!!! من به حرف اومدم ... این مرجان هم به حرف اومد ... خدا رو شکر که بالاخره یه اثری ازش دیدیم... واقعاً که چه روزایی بود ... آرزوی حتی یه روزش رو دارم... خیلی خوش بودیم...

مرجان

آذر جان لطفا" شماره تلفنت رو برام ایمیل کن. نسرین هم همینطور.