سلام

بازم آذی خاله تا آخر هفته نيست چ.ن بايد بره يه سمينار ۳ روزه امروز هم اومدم تا چايی بخورم و پيغام بذارم07.gif

ديروز بعد از ظهر با جواد و نگار رفتيم خونه فاطمه تا کادويی خونه جديدش را ببريم03.gif

بيچاره برای راضی نگهداشتن نگار هر چی عروسک داشت بهش داد  نگار از بين اونهمه عرسک از يه عرسک مار خيلی خوشش اومد ميترسيدم موقع اومدنه بهونه عروسکها را بگيره ولی عزيز دلم اينکار را نکرد تازه آدرس عروسک ها را هم که از کجا اورده بوديم را هم بلد بود با خودش عروسکها را سر جاهاشون گذاشتيم و اومديم خونه ولی برای جايزه يه مار هم براش خريدیم بچه ام کلی حال کرده بود مار به اون بلندی را تو بغلش جمع کرده بود که نيفته تازه با دم مارش ميخواست ما را هم بترسونه 11.gif 

/ 4 نظر / 5 بازدید
sara kocholo

سلام ابجی جوننننن اين نگار خانم خيلی دختر ناز و باهوش و ب اکلاسی هستا(خوب ديگه به مامانش رفته)

payam

سلام. نوشته‌ات مثل همیشه زیبا بود. هم‌چنین ممنون بابت حضور سبزت. من رو به ادامه راه دل‌گرم مي‌کنی. در ضمن «صيد گشتن خوشتر از صيادی است» به روز شد. به امید حضور جاریت. سرشار از هر چه خوبی.