سلام

تعطيلات بدی نبود نگار تازگيها ياد گرفته وقتی صدای زنگ message موبايلم مياد ميگه مامان مسز ...........که مامان اذريا هم حالی ميکنه

ديروز داشتيم ميرفتيم بيرون که از نزديکی بوف داشتيم رد ميشديم که گفت از کجا اينجا  باباش گفت بابايی بايد بريم دور بزنيم بعد بريم اونجا گفت نه اينجا پس کجا

خلاصه رفتيم . مثل هميشه منتظر جايزه بود ولی اماده نبود خلاصه اينکه تا جايزه بيارن و غذا حاضر بشه دخمله چندين و چند بار اروم و چندين بار هم با جيغ گفت جايزه

خلاصه جايزه اش يه فرفره بود موقع برگشتنه هم فرفرخهاش را گرفتيم بيرون پنجره که سرش را باد برد.......خلاصه يه دستمال کاغذی گذاشتم سرش و گفتم بيا  ماشينها را سوسک کنيم خيلی خوشش اومده بود و با اين کلک تا خونه باهاش بازی کرديم

/ 1 نظر / 41 بازدید
Brightness

واااااااااای! ينی ميدونه message چيه؟