سلام14.gif

کلی کار امروز سرم ريخته نميدونم از کجا بايد شروع کنم30.gif

ديشب چقدر بارون اومد همش ميترسيدم نگار از صدای رعد و برق از خواب بپره و همه را ...................31.gif

ديشب شيوا ميخواست موقع خواب کتاب براش بخونه بعد از ۲ يا ۳ تا کتاب منو صدا کرد و گفت تو رو به خدا بيا خودت برای بچه ات کتاب بخون 17.gifو اين در حالی بود که نگار تازه رفته بود و چند تا کتاب زير بغلش گذاشته بود و داشت سمت شيوا ميومد و ميگفت آينا03.gif

قربونش برم عزيز دل مامان آذر10.gif09.gif

/ 3 نظر / 5 بازدید
فروغ

سلام مادر خانومی!...نـــــــــــــگار رو از طرف من ببوس! راستی...براش کتاب بخونيد..بچه رو بزاريد از اول با کتاب انس بگيره....(مشاور خانواده!)...خلاصه....کلی باسواد ميشه! بچه ی پرمحتوايی ميشه نگار جون! من ميدونم!

فروغ

برای شما و نگارجون و پدر محترمشون آرزوی سلامتی و شادی و خوشی و موفقيت ميکنم آذر خانم !.... راستی شيوا خانوم نقش خاله رو داره؟....واسه شيوا خانوم هم آرزوهای خوبی ميکنم!

خودمن

سلام............خوبی؟...........مرسی برای لینک