عیدی نگار

برای نگار اسکوتر برای عیدی اش خریدم ولی جواد گفت زودتر بهش بدیم تا همین یه هفته هم که هوا خوبه بتونه بیشتر بازی کنه چون الان اول فصل پاییزه و کم کم هوا بارانی و سرد میشه خلاصه اینکه نگار عیدی اش را گرفت

اینم نگار با اسکوترش که امروز باهاش رفت مدرسه

====

دیروز نگار با بابا صحبت میکرد و به بابا میگفت که مامان آذی برامون شیرینی کشمشی درست کرده و قراره که نون خامه ای هم درست کنه

که من ناراحت شدم میدونید آخه یه بار درست کردم و خراب شد این مهم نیست مهم اینه که حالا بابای من هر وقت اسم نون خامه ای بیاد حالش بد میشه و.....

به خاطر همین امروز وقتی نگار رفت مدرسه و نیما خوابید بسم ا... گفتم و دست بکار شدم و

بفرمایید نون خامه ای 

واقعا از خودم خوشم اومد و بلافاصله این عکس نگار را در حال خوردن نون خامه ای برای بابا فرستادم تا خیالش راحت بشه

=========

اصلا این روزها من سالهای قبل آمادگی اومدن سال نو را ندارم و خیلی غمگینم سالهای پیش چه حالی داشت از اداره بیرون رفتن ..خرید کردن......کرج با شیوا همه جا را زیر نظر گرفتن ...تبادل اطلاعات کردن برای اینکه چی را از کجا بخریم...آرایشگاه وقت گرفتن...شمع و وسایل هفت سین خریدن...........وای امسال هیچکدوم را ندارم حتی اونایی که خیلی دوستشون دارم

آذی خاله خیلی ناراحته

/ 2 نظر / 33 بازدید
شیوا

سلام آبجی. خوبی؟ خوبه وقتی برگردی ایران همه نانوا شدی هم شیرینی پز[خنده] خداییش کلی حال کردم باهات آبجی. خداییش امسلال بدون تو هیچ حالی نداره. ولی خداییه که بیشتر از چند سال از ما دور نیستی. و دوباره پیشمون بر میگردی. پس غصه نخور آبجی. این نیز بگذرد.........

marjan

salam khoda nakoneh ke azar narahat basheh,vaghti intori mishi fakr kon khiliha masle toan man ke dosaleh in vazo tahammol mikonam.rasti non khameei noshe joneton,jaye maroham khali konidhaaaaaaaaaaa,rasti mailet roham chek kon