امروز بچه ها اصلا تحمل خونه را ندارند

منظورم از بچه ها فقط نگار هست وبس

طوری که نیما زنگ زده و میگه مامان میشه یک کاری کنی نگار اینقدر ضر ضر نکنه و گریه نکنه

که گفتم ولش کن مامانی محلش نگذار

که بیشتر عصبانی شد

خلاصه با این اجازه که میتونه سیب زمینی تو فر درست کنه حالش بهتر شد و بهتر موقعی شد که شیوا بهش گفت فردا میخواد ببردش اداره

خدایا چیکار کنم امروز صبح به من میگه

ما این تابستون اصلا FUN نداشتیم

حالا من چه FUN ی باید درست میکردم نمی دونم

/ 1 نظر / 8 بازدید
مهری

آذر جون همین چند روزه ...طاقت بیار ... انشالله از هفته دیگه میرن مدرسه و همه چی تموم میشه و خاطراتش برات میمونه