امروز صبح که سوار سرويس شدم ديدم واييييييييييييييييييی عجب هوای سنگين و بدی داخل سرويس جريان داره20.gif

من نفر سوم هستم که سوار ميشم نخواستم مثل دفعه پيش بشه (ميگم) بخاطر همين به يکی از آقايون گفتم ميشه پنجره را باز کنيد که ديدم چشماش بدبخت باز شد و لبخند زنان پنجره را باز کرد نمی دونم قبل از اينکه من بگم مخش کار نمی کرد اينکار رو بکنه حتما يکی بايد بگه33.gif

الغرض09.gif

دفعه پيش خودم پنجره را باز کردم و از اونجايی که راننده سرويس با من لجه وسط راه داد زد06.gif

اون پنجره را ببنديد هر کی هم ناراحته ميتونه از فردا عطر «بو پا لر» بزنه18.gif

/ 4 نظر / 5 بازدید
فريده

آذر جون وبلاگت خيلي قشنگ شده اي ول داره بعدش هم عزيزم اوني رو كه صبح بهش گفتي پنجره رو باز كنه مخش كار مي كنه ولي خوب ديگه گفتن تو يه چيز ديگه است. خودت كه مي دوني :)

Milad

سلاممممم...تو انقدر اپ کرده بودی و من نمیدونستم؟!!... واقعا معذرت من نوشته های جدیدت رو نمیدیدم الانم که اومدم گفتم مگه میشه اپ نکرده باشی Ctrl+f5 رو زدم که دیدم کلی اپ داشتی...راستی قالب جدیدت هم مبارک ... من درست نفهمیدم بلاخره تو کدوم کد رو میخوای ...اگه بگی حتما بهت میدم...نوشته های قبلیتم میخونم...اپ هم هستم...شاد باشی...بای تا های

\\:سارا کوشولو://

سلام خوبی؟ ابجی جونم می تونی به اين ايدی ايميل بزنی اما اين راننده ای بابا ابجی هيچی بهش نمی گی؟؟ من اگه بودم کلی سر و صدا راه می نداختم کلشو می کندم می گفتم شرمنده اما من نمی خوام مشکل تنفسی پيدا کنم بعدشم اگه عط بزنم که بو بدتر ميشه پس شرمنده اخلاق ورزشيت من پنجره رو نمی بنده خوب فدات بابای