دیروز بالاخره  نیما صاحب gumboots شد اونم مدل thomasخیلی خوشگله ولی با رنگ لباسهاش جور در نمیاد یا من عادت ندارم ببینم و همش میگم عجب غلطی کردم آخه چاره هم نداشتم باید برای kindey حتما یکدونه میخریدم تا بتونه بره توی sandpet  و بازی کنه

امروز هم که کلاس اوریگامی بود کفشهاشو پوشید و توی هر گودال آب کو چیک و بزرگ با شتاب تموم میپرید و حال میکرد مخصوصا که معلم نگار هم بهش گفت

I love your gumboots که دیگه ختم کلام بود

امروز توی کلاس به حد جنون رسیدم از یک طرف نیما که با پسرهای کلاس هم دست شده  و هر صدایی و هر شیطونی میخاد درمیاره حتی با چند تا از دختر شیطونها، همه جای کلاس پر از سر و صدای peppa pig ,و......واونهم از نگار که انگار من رفتم مدرسه که به اون فقط یاد بدم و سریع عصبانی میشه که چرا دیر به دادش میرسم آخه یکی نیست بگه بابا دیشب همینها را با هم درست کردیم حالا دیگه .....

اگه ایران بود یک داد سر همه بچه ها میزدم تا سر جاشون بشینند و یک حال هم از نیما میگرفتم تا هر غلطی میخاد نکنه ولی خوب اینجا اگه کوچکترین حرکتی داشته باشی سر از یک جایی در میاری

ولی الان که اینجا نشستم و دارم قهوه میخورم هنوز مخم پر از صداست یکی نیست بگه آذی خاله بیکار بودی

ولی سوای همه این حرفها از خونه موندن برام بهتره ولی به شرطی که یکی نیما را نگهداره که ....نداریم

/ 1 نظر / 6 بازدید
مهری

جالبه .. این مدرسه رفتن ها خیلی کیف میده ... اینجاست که میفهمیم معلمها چه شغل مهم و سختی دارند !!!! البته خداییش خیلی فان است