خستگی پسری

دیشب پسری خیلی خسته شده بود طوری که چشماشو نمی تونست باز نگه داره به خاطر همین اومد پیش من و در حالیکه اول چشماشو سفت میبست بعد تا اونجا که میتونست بازش میکرد گفت

مامان آذی تا حالا شده چشمات اینجوری شده باشه و نتونسته باشی باز نگهش داریقهقهه

/ 2 نظر / 17 بازدید
مهری

خوب میخواستی دو تا چوب کبریت بذاری لای چشمهاش !!! طفلکی چه اصراری داشته چشمهاشو باز نگهداره !!!

بازاریاب

دوست عزیز سلام اگر تمایل دارید مدیریت قوی تری بر وبلاگ خود داشته باشید،امکانات بیشتری به مخاطبین خود ارائه نمایید و یا یک گام بزرگ برای ورود به دنیای وب مستران بردارید ما توصیه می کنیم همین امروز از امکانات رایگان ارائه شده توسط تیم اندیشه ی برتر نهایت بهره را ببرید و با تبدیل وبلاگ خود به وب سایت خواسته های خود را محقق کنید. هم اکنون اقدام کنید و از امکانات دامین و هاست رایگان برخوردار شوید http://designer.moshakhasat.com همچنین در صورتی که تمایل دارید از طریق وبلاگ خود کسب درآمد کنید آدرس زیر را نیز حتما ملاحظه بفرمایید http://www.moshakhasat.com/index.php?route=information/information&information_id=9 با تشکر 1345446781.67