امروز صبح با فريده توی آسانسور خواب آلود داشتيم قيافه هامونو ميديديم 26.gifکه ۵ نگه نداشت رفت ۷31.gif

فريده پياده شد من گفتم بايد ۵ پياده بشم03.gif

خلاطه اينکه ديگه در باز نشد و کار به تماس با خرابی آسانسور کشيد خيلی ترسيده بودم فکر کردم همين جا ميميرم و هيچکس هم دور و برم نيست 25.gif

چند لحظه بعد در باز شد و من فاتحانه بيرون اومدم و يکراست اومدم توی اتاق04.gif

امروز مهری جونی اول شد و اولين پيغام را برای من گذاشت بابا مخلصيم خيلی دوستت داريم مانا را از طرف من ببوس اونهم چون تو مامانش هستی ولی اجازه نده کسی ديگه روی ماهش را ببوسه05.gif

/ 1 نظر / 5 بازدید
...........p

man avval shodam in dafe amma kesi nist ke ...............