کریسمس نزدیک داره میشه و میشه گفت از 3 الی 4 ماه پیش نیما منتظر اومدن santa هست و همش راجع به اینکه ایندفعه چی میخواد بیاره حرف میزنه و در ضمن هر دفعه تو نامه هایی که مینویسه یه درخواست داره بیچاره santa  و مامانش چه بکنند

الان تقریبا 2 ماهه هست که درختمون برپاست و منتظر و تازه دیشب سراغ جواربش را میگرفت که چرا نگذاشتیش اینجا که santa کادویی هامون را بذاره توش

==================

دیروز من حالم خوب نبود خونه موندم.وقتی از دکتر بیرون اومدیم و داشت پیاده می رفتیم که آقا یک دفعه زد زیر آواز که ....خدایا........اونجا نزدیک بانک چند نفر منجمله یک خانم واستاده بود که با تعجب برگشت نیما را نگاه کرد و سر برگردوند و دوباره با تعجب برگشت و زد زیز خنده و گفت : صدای قشنگی هم داری ............که نیما دیگه نخوند ولی حالی کرد از تعریفش...مامانش هم

=================

تو مدرسه نگار یک روزهایی بهشون ناهار شنیسل مرغ میدن با سوپ

گویا بعضی بچه ها به یک یا دو تیکه قانع نمی شدند و حتی سهمشون از یک تکه به یک تکه و نصفی تغییر داده شد ولی.................خلاصه اینکه چون بعضی از والدین هم به مدرسه زنگ میزدند که گشنه و هست و با یک تکه سیر نمیشه و....

مدیر مدرسه هم از بچه ها نظر خواهی کرد که همون یک تکه و نصفی با سوپ اگه راضی هستید که هیچ در غیر اینصورت غذای دیگری جایگزین میشه که سیر بشید

جالبه مدیر مدرسه میگفت که بچه ها باید یاد بگیرند و شرایط را درک کنند ایا واقعا شما پدر و مادرها اگه بچه هاتون را ببرید بیرون و براشون ساندویچ و ....بخرید و اونا بگن سیر نشدیم واقعا یک سری دیگه میخرید

من خیلی ناراحت شدم و پیش خودم گفتم چرا دیگران فکر میکنند حالا برای مدرسه پولی اضافه تر از جاهای دیگه به خاطر خدمات خاص پرداخت میکنند باید این اجازه را به خودشون بدهند که اینقدر از خود راضی عمل کنند

ولی خب خیلی خوب شد بعد از 3 هفته همون بچه ها بعد از معذرت خواهی از درخواست اشتباهشون رضایت دادند به یک تکه و نصفی و دوباره نگار خوشحال شد

/ 2 نظر / 23 بازدید
مهری

.... من کامنت گذاشته بودم پرید !!! خیلی خوبه که نیما و نگار سانتا رو یادشونه ...حتما سانتا هم کادوی چرب و چیلی براشون آورده .... در مورد غذای مدرسه هم من فکر میکنم فقط مساله پولش نیست ...درسته که پدر و مادرها دارن پول میدن و حق دارند مطالباتشون رو بگن .. ولی در این مورد خوب بچه ها سیر نمیشدند دیگه ..این شوخی بردار نیست ..افرین به اون بچه ها که اعتراض کردند ... بعد هم مدیر میتونه برای اینکه خرجش هم خیلی بالا نره یه چیز دیگه و کم خرج جایگزین کنه . مثلا روزهایی که شنیسل دارند یه دسر مثل بستنی هم بهشون بده .. هم بچه ها دوست دارند و هم اینکه سیر میشن و راضی البته !

آذر

مهری جان میدونی چیه بچه ها سوپ دارن و تازه هر روز دسر و عصرانه هم براشون سرو میشه ولی بعضی ار اونها حاضر نیستند سوپ یا نون را با غذاشون بخورند تا سیر بشوند و این مساله ای شده بود البته هم بگم من از این اعتراض و حریانی که گذشت کلا راضی بودم