ديروز مجيد يه ماشين برامون پيدا کرد03.gif ..........تا امروز ببينيم چی ميشه04.gif

شبها اينقدر کتاب برای نگار مجبورم بخونم که همه را حفظ شدم و از همه بيشتر يکيشون را دوست داره که اول  از همه بايد اونو بخونم22.gif

۱۰ تا جوجه رفتن تو کوچه  33.gif            يکيشون دويد دنبال دونه  13.gif            ۹ تای ديگه باقی می مونه  32.gif           از ۹ تا جوجه        يکيشون دويد پيش اردکی        اردکی شبها کجا ميخوابی 06.gif      اگه بشمری دونه به دونه      ۸تای ديگه باقی می مونه 14.gif     از ۸ تا جوجه   پيشی که اومد همه ترسيدن           اين ور دويدن         اون ور دويدن 02.gif     يکيشون دويد داخل خونه  03.gif    هر کی ندونه مرغه ميدونه            ۷ تای ديگه باقی می مونه .35.gif.................................همه از تو انباری بيرون اومدن              حالا همگی ۱۰ تا شدن04.gif10.gif

 

 

 

  

/ 3 نظر / 6 بازدید
سرندپيتي

خدا قوت

\\:سارا کوشولو://

سلام خوبی؟ اخی ابجی جونم کاشکی پيشت بودم يه کمکی ميدادم من قصه واسش می خوندم خوب ابجی نميدونم کی منو شکونده خوب کسی دله منو نبره خوب قربونت بابای

saraکوچولو

سلام ابجی جونم وقتی فکر ميکنی همه چيز تقصير تو هست چی کار می کنی وقتی فکر ميکنی بين دو تا عاشق رو بهم زدی وقتی ميدونی نميخواستی اما حالا کاری از دستت بر نميياد چی کار می کنییییییییی؟؟