سلام

امروز آذی خاله نگران و ناراحت بود چون سرويسهای اداره جواد را برداشتن و از اين به بعد بايد خود بره و بياد و اين خيلی ناراحت کننده است من نمی دونم اينا تو مخشون چی ميگذره هر چی هست از روی عقل تصميم نمی گيرن و برای يه ملتی عذاب و برای خودشون عاقبت بخيری مثلا صرفه اقتصادی را فکر ميکنن يه سرويس برداشتن ۳۰ ميليون صرفه جويی ولی خيلی جاها برای يه ماموريت الکی تر از الکی چند برابر اين پولا...............

از حرفای سياسی بيام بيرون و

نگار گردنبندش پاره شده بود بالاخره با مامان برديمش و براش يه زنجير ديگه خريديم دختره خيالش راحت شد...راستی براش قيچی هم خريدم تا کار با قيچی را هم ياد بگيره کتابه قيچيش قرمز بود و خانم خانومای ما ميگفت گيچی سبز خلاصه يه گيچی سبز هم خريديم حالی ميکنه برای خودش اينقدر خوشش اومده کاغذ گيچی ميکنه 

/ 0 نظر / 43 بازدید