خیلی سریع زمان داره میاد ومیره مثل اسب افسار گسیخته میمونه و همش فکر میکنم که چه کردم و چه کارهایی مونده که انجام ندادم تازه یک موفعهای مثل الان هم اصلاحوصله هیچ کاری را هم ندارم

بگذریم

بلیط گرفتیم و قراره دوباره من با بچه ها تنها راهی سفر بشم .اصلا تنهایی راه افتادن را دوست ندارم.دفعه پیش یادش بخیر نفیسه با دو تا بچه هاش هم بودند درسته که در طول را ه اینقدر مشغول این 2 تا فینقیل های مادر (نیما هنوز دو سالش نشده بود و مارال هم تازه میخواست یکساله بشه)بودیم که با هم حتی فرصت حرف زدن هم نداشتیم ولی خیلی خوب بود حداقل حداقل موقع دستشویی رفتن به داد هممیرسیدیم یا خیلی چیزهای دیگه پیدا کردن مسیرها و

حالا هم نمی دونم که این رفتن چه رفتنی قراره باشه و تا قبل از رفتن یک عالمه کار دارم که باید انجام بدم و کلی نگرانیهای خودم که فقط و فقط خودم میدونم چیه 

فقط دوست دارم سال دیگه توی همین ماه باشم و با نگاه کردن به سال قبل احساس رضایت داشته باشم و نه افسوس 

توی این 3 سالی که اینجا هستم خیلی تجربیات خوب و بد  را تجربه کردم ولی کلا خیلی خوب بود ولی از لحاظ مالی و غیره به خاطر دانشجو بودن جواد و بچه کوچیک داشتن من میشه گفت همش از جیب رفتیم

و دیگه دوست ندارم اینجوری ادامه بدم ولی خدا را شکر که بچه ها از یک شرایط ایده آل و خوبی استفاده بردند 

/ 6 نظر / 11 بازدید
رزیتا

از الان سفرت بی خطر دوست جون ، امیدوارم همه چیز به خیر و خوشی برات پیش بیاد ..........

امین

سلام وبلاگ جالبی دارید. ممنون میشم به ما هم سری بزنید.

negin

سفر بی خطر خانومی.. هر جا هستید شاد و سلامت و پر انرژی باشید

لیلا مقبلی

مسافرت خوش بگذره سرت سلامت بابا پول چرک کف دسته از زندگی حالشو ببر

مهری

خوب پس تو هم راهی شدی ... برو به سلامت . از هیچی هم نترس. بچه ها دیگه بزرگ شدن و نگار هم که کمکته دیگه ... راستی مدارس تعطیله الان ؟

بیتا

به سلامتی عزیزم. سفر خوبی داشته باشی. بیصبرانه منتظر دیدنت هستیم. موفق باشی گلم