این چند وقت اینقدر سرم شلوغ بود که به وب جونم حتی نتونستم سر بزنم

تازه...تازه الان هم جواد با نگار داره راجع به درسهاش کار میکنه و منهم بهتر دیدم بیام

خلاصه سلام

تولد نگار خیلی خوب بود و بچه ها خیلی بهشون خوش گذشت البته بگذریم که همه چیز دست ساز بود و این هم سخت بود هم قشنگ از کیک گیتاری شکل  pinata که شکل یک دختر بود و birthday sticker ....روز تولد هم فقط من وسارا بودیم و 13 تا بچه که چند تاشون از پسرهای کلاس نگار بودند و این کار را سخت میکرد چون خیلی شیطون بودند و من فقط فیلم گرفتم و اینقدر ناراحتم که نتونستم عکس بگیرم که حد نداره..البته بگم واقعا یادمم هم رفت یعنی درگیر فیلم که شدم کلا ....با اینکه من عکس را خیلی دوست دارم ولی از دستم رفت

جالبه که تمام goody bag های بچه ها را من پشت مبل قایم کرده بودم ولی غزل یک پیشنهاد جالب داد و همه را توی حیاط و لای بوته ها قایم کرد و یک بخشی از بازی انروز برای بچه ها پیدا کردن همون کیسه ها بود و خیلی لذت بخش بود

دیدن صورتهای شاد اونها احساس خوبی برام داشت طوریکه والدین برای بردن بچه ها که اومدند ما هنوز کیک نخورده بودیم و اونها هم بخشی از مهمونهای نا خوانده تولد نگاری شدند

 

بگذریم نیما و نگار یک تولد دیگه را با کلی کادویی پشت سر گذاشتند و من الان احساس میکنم که چقدر بزرگ شدند حتی نیما

/ 2 نظر / 6 بازدید
مهری

به به مبارکشون باشه انشالله ... کم کم داشتم نگرانت میشدم .. پس خدا رو شکر سرتون به تولد گرم بوده .. امیدوارم که همیشه شاد و سلامت باشید و از بزرگ شدن بچه هاتون لذت ببرید ... ایده دوستت هم جالب بوده و معلومه که همه بچه ها راضی و خوشحال رفتند خونه هاشون ...

تولدتون مبارک گلهای خاله خیالم راحت شد فکر میکردم اتفاقی برات افتاده انشاله همیشه شادو شنگول باشین ایده جالبی بود شاید منم برای تولد دیبا همین کار رو بکنم