ديروز بعد از ظهر وقتی از اداره به خونه مامان اينا رسيدم به اتفاق باباش؛ نگار و باباش را برديم دکتر02.gif

باباش ۱ آمپول نوش جان کرد نگار هم ۱ شربت آنتی بيوتيک04.gif

وقتی داشيم برمی گشتيم خونه مامان زنگ زد که شيشه شير نگار را جا گذاشتی و چون تنبلی ام ميومدتا اوکجا برم09.gif به مامان گفتم به بابا بگو از بالای ديوار پرت کنه توی کوچه ما که تا اونجا نريم و همين هم شد31.gif

ديروز نگار خيلی نق ميزد بخاطر همين کنجکاو شدم و دهانش را نگاه کردم ديدم وايييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييی30.gif

بچه ام داره ۳ تا دندون همزمان در مياره32.gif

دکترها معتقد نيستند که اين حالتها مال دندون در آوردن هست ولی نگار هر دفعه سر دندون درآوردن مريض ميشه28.gif

به هر حال شب سختی را گذروندم بعد از ۳ روز مهمان داری که البته خودشون کارهای خودشون را ميکردند ولی خب خستگی اش برای من بود 02.gifبعد هم مريضی نگار 11.gifديشب انگار سلولهای بدنم هر کدوم ميخواستند يه طرف برند واقعا خسته ام واقعا.............24.gif

 

/ 0 نظر / 5 بازدید