سلام

ديروز شيوا شله زرد نظری داشت در ضمن مرجان هم آش شله قلمکار داشت داده بود يکی براش بپزه ۱ گوسفند برای آش نظری اش قربانی کرده بود منکه گفتم دلبندم خب چلو گوشت ميدادی ملت مزه گوشت09.gif را بهتر درک ميکردند ولی خب قبول باشه21.gif

ديشب افطاری ما و مجتبی اينا خون مامان بوديم 11.gif

نگار و تينا صداشون در نمی اومد رفته بودند يه گوشه و بدون توجه به ماها تمام کاغذ های پاستل ها را کندند بعد باهاشو نقاش کردند تازه ما ميخواستيم بيام خونه تينا ميگفت آذر خب شب اينجا بخوابيد ديگه18.gif

ميدونم بعد از رفتن ما بساط اونا شروع شده17.gif

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
Alireza

با سلام . وبلاگ قشنگی داريد تبريک ميگم . راستی يه سر هم به ما بزنيد . دانلود مجانی جديدترين برنامه ها،فيلم ،موسيقی ، نکات رجيستری و آموزش هک و هر آنچه که شما در خواست کنيد فقط در ادکوسافت . يک بار به ما سر بزن حتما مشتری ميشی . با تشکر

sara

سلام نگار منو ياده نگين دختره دختر خالم ميندازه نگينم از اين کارا می کرد البته گاهز اوقات با من گاهی اوقات بدون من اما يادمه هميشه گريه می کرد وقتی من ميرفتم ای بابا

خودمن

سلام............تینا کیه اونوقت؟.........ببخشید البته ولی ارشیوت را نخواندم هنوز چیزی نمیدونم.........