فعالیتهای فرهنگی آذی خاله

جونم براتون بگه که ، این چند وقته سخت مشغول بودم و هنوز هستم.تا این اواخر اول ایمیل میزدم وقت میگرفتم و بعد از رفت و برگشت چند ایمیل میرفتم دیدن...ولی از 3 هفته پیش یا علی گفتم و عشقی شدم

حالا یکراست میرم سراغشون .اگه گفتند وقت باید بگیری با متانت میگم خوب وقت را بده بیاد.هاها.....اگه وقت داشتند میرم تو و تازه غر هم میزنم که ایمیل میزنم هیچکس جواب نمیده به خاطر همین برای اینکه وقتم هدر نره و چون اینجا هستم ترجیح میدم حضوری تمام صحبتها زده بشه تا ایمیل..بازم هاها......خودم از خودم خنده ام میگیره یک موقعهایی البته نه همیشه

دیروز رفتم پیش یک خانمی که یک جورهایی هم میشناسمش

میدونستم که این خانم علاقه عجیبی به donkey داره ،چون خودش قبلا بهم گفته بود.وقتی داشتیم صحبت میکردیم اون پشتش به کامپیوترش بود و من دقیقا روبرو .بعد از چندلحظه کامپیوتر عکسهایی را به صورت Slide show شروع به نمایش دادن کرد

نمیدونید چه عذابی کشیدم. انواع و افسام donkey ها در رنگها و سایزهای مختلف، بصورت دسته جمعی و انفرادی با خانم ، خانم با همسر محترمه .هی اومدن و رفتند...بعضی مواقع اینقدر عکسها احساسات منو قلقلک میداد که یک مقداری نیشم پس میرفت.......ولی واقعا قبول کنید شرایط شکنجه آوری را گذروندم

در عوض

دیشب موقع خواب یادم افتاده بود و از خنده نمی تونستم بخوابم، تازه جواد هم از دست من خوابش نمی برد ، اینقدر خندیده بودم که میترسیدم بچه ها از خواب بپرند و داستان درست بشه.

الانم یادم میاد خنده ام میگیره 

/ 1 نظر / 25 بازدید
مهری

وای ... خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم .. همه پست هات رو خوندم و خندیدم ... این آخری هم که خیلی باحال بود .برای از خداوند صبر جمیل میخوام ....رسپی شیرینی هات رو هم اگه خیلی سخت نیست به ما هم بده لطفا .