باز هم چهارشنبه عزيز آمد 04.gif05.gif

امروز من جريمه ام را گرفتم20.gif شيرکاکايو برای همکاران گروه ميدونيد ما اگر در جلسات هميشگی روز چهارشنبه غيبت داشته باشيم برای جلسه بعدی بايد28.gif .........

اينقدر خوابم مياد اينقدر خوابم مياد اینقدر خوابم مياد که نگو و نپرس24.gif

بالاخره تونستم وبلاگم را ببينم اشکال سازمانی بود 35.gif

نگار تازگيها عشق تاب سواری پيدا کرده بيچاره بابا از صبح بايد بزارش روی تاب تازه هيچکس ديگه هم نبايد سوار بشه04.gif و با خودش زير لب ميگه  تا   تا  10.gif      

چون هنوز شعری را که من براش ميخونم را نمی تونه بخونه فقط ميگه تا   تا   

تاب تاب عباسی خدا منو نندازی09.gif

امروز مامان آذرياش ميخواد براش يه انگشتر بخره چون عزيز دلم را بهش قول دادم که انگشتر بخرم تا انگشتش را موقع خواب نميکه06.gif

وقتی ازش میپرسم انگشتر ميخوای با سر بله ميگه و انگشت سبابه دست راستش را نشان ميده18.gif

ميبينيد من چه بساطی دارم14.gif

قوربونش برم10.gif09.gif04.gif

/ 1 نظر / 6 بازدید