سلام23.gif

تعطيلات باعث شد آذی خاله نتونه بياد و مطلب بنويسه به هر حال اومدم03.gif

خيلی خوب بود تونستيم تا جاده چالوس با شيوا و مجيد بريم نگار وقتی از ماشين نزديک آبشار پياده شديم اينقدر خوشحال شده بود که .....فقط ميگفت آبه آبه بچه ام کلی حال کرده بود يه خونواده اونجا بودند که توی اون هوای ملس  آش رشته داشتند ميخوردند مجيد ميخنديد و ميگفت يه چند لحظه به من فرصت بديد باهاشون طرح دوستی ميريزم و آش ميگيرم 05.gifخلاصه مشغول اين شيطنت بازيها بوديم که متوجه شدم يه آقايی اونجا چه بساطی داره آش-لوبيا-باقالی و...........11.gifخلاصه بدون دردسر آش گرفتيم و خورديم نگار اينقدر حال کرده بود که موقع برگشتنه رضايت نمی داد برگرده تازه اگه يه کم ديگه اونجا مونده بوديم نزديک بود به عروسهای تپل خانواده يکی اضافه شه......04.gif

نگار مامان کلی حال کرده بود اين چند روزه فرصت خوبی بود تا آذی خاله و جواد باهاش باشن و جاهايی که دوست داره ببرنش 09.gif

ديشب تا ساعت ۱۲ بيدار بودم بعد از اينکه نگار را خوابوندم رفتم تا صدام را برای ۱۰ دقيقه برای امتحان زبان ضبط کنم خيلی سخت بود اول ۱ دقيقه هم نمی شد بعد ..................تا خلاصه ۴ دقيقه ضبط شد خسته شده بودم منهم رفتم خوابيدم24.gif

 

/ 4 نظر / 6 بازدید
خودمن

سلام........چرا من این عکسو نمیبینم...........

payam

سلام. انتخابی خوب و نوشته بسيار زيبايی بود. به خاطر لطف و حضورت ممنون. «صيد گشتن خوشتر از صيادی است» به روز شد. با کلی آرزوی خوب

Milad

سلام...پس حسابی بهتون خوش گذشته دیگه!!!... راستی از تبریکت ممنون ولی تولد خواهر نتیم بود D: ... خوش باشی...باباي

خودمن

این عکسه رو یه کاری بکن ببینیم...........