نگار خانم ما دومین دندونش را هم کشید ولی راستش این دو بار نتونستیم بهش بگیم 

نگار بی دندون ...افتاد تو قندون

چون هر دو بار دندون تازه اش که در اومد این دندونهای شیری اش را دکتر کشید پس واقعا بی دندونی هم نداشت

=============

چند شب پیش جشن سال نوی چینی ها بود و ما به باغ چینی ها در Dunedin رفتیم تا مراسم این چینی های خرافاتی را ببینیم 

خوبیش به این بود که دیدن باغ برعکس روزهای معمول به صورت donation بود و ما با پرداخت 20 سنت باغشون را دیدیم 

یکی از چینی های مسن توی اتاقی نشسته بود و برای کسانی که توی صف واستاده بودند روی پارچه های قرمز رنگ پیامهای شانس آور مینوشت و این پیامها را روی درختی که بیرون از اتاق بود آویزون میکردند

جالبه بگم بیشتر غیر چینی ها سر و دست میشکوندند و توی صف بودند

خلاصه اینکه بچه ها بادکنک و پاکتهای قرمزی که توش سکه های شکلاتی بود گرفتند و بعد از بیدار شدن اژدها و رقص و..... به خاطر شروع بارونهای بی موقع اینجا ما برگشتیم خونه

راستی بچه ها شکلاتشون را که خوردند من فهمیدم که باید اونارو تا سال دیگه نگه میداشتندقلب

/ 1 نظر / 43 بازدید
مهری

چطوری خانومی ؟ خبری ازت نیست؟ دیر به دیر مینویسی..... راستی ایران اومدنت چی شد؟