داستانهای من و نیما

دیروز نیما را بردم دندانپزشکی

توی مطب دو تا پسر بچه دیگه هم بودند که با مامان و باباشون اومده بودند و یکیشون هم سن و سال نیما بود ولی درست نمی تونست حرف بزنه .نیما چند بار ازش پرسید اسمت چیه اون هم چیزی نگفت و آخر سر نیما صداش میگرد "قند عسل"تعجب

خلاصه پسری زور زد و گفت علیرضا و یا ما لااقل فهمیدیم که گفت علیرضا

مامانش بعد از چند دقیقه گفت ببین آقا پسر این اسمش امیررضا هست ولی ما صداش میکنیم امی ...این یکی هم امیر سام هست که ما صداش میکنیم سامان

نیما کمی نگاه کرد و گفت: چه پیچیده

که مطب ترکید از خنده

 

/ 5 نظر / 21 بازدید
طراحي سايت

سلام دوست عزيز ايا دوست داري که يه سايت داشته باشي ، ما ميتونيم با کمترين قيمت و بهترين کيفت هر نوع سايتي که بخواي در کمترين زمان براي شما طراحي کنيم . براي تماس با ما از راه هاي زير اقدام کنيد Tel : 09175519630 Mail : Mrdarvishi[at]Yahoo.Com

طراحي سايت

سلام دوست عزيز ايا دوست داري که يه سايت داشته باشي ، ما ميتونيم با کمترين قيمت و بهترين کيفت هر نوع سايتي که بخواي در کمترين زمان براي شما طراحي کنيم . براي تماس با ما از راه هاي زير اقدام کنيد Tel : 09175519630 Mail : Mrdarvishi[at]Yahoo.Com

تبادل لینک رایگان

تبادل لینک هوشمند - با یک کلیک وبلاگتان را ثبت کرده و شاهد افزایش بازدیدکنندگان وبلاگتان باشید. www.linc.ir

نمايشگاه هاست www.hostexhibition.com

با سلام به شما دوست عزيز : از سايت من ديدن کنيد براي شما يک پيشنهاد خوب دارم تبديل و بلاگ شما به سايت دائمي هاستينگ رايگان هديه ما به شما با من در تماس باشين يا هو اي دي host_iran هاست,هاست رايگان,هاستينگ,فروش هاست,خريد هاست,سرور مجازي,وي پي اس با تشکر[گل] [گل]

مهری

متنفرم از اینکه بچه رو دو اسمی میکنند ... حالا امیرسام که خودش قشنگه ..مخففش هم سام بهتره چه دردیه که بگن سامان آخه !!!.... نیما هم که ماشالله شیطون